محمد حسن سمسار
239
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
آرام گير در مسكنى كه بدان مسرور باشى * زمان ميگذرد و تو تنهائى اميدوارى بفردا ، فردائى كه حامله است * و نميدانند چه خواهد زائيد . به اين مفهوم در اشعار پارسى بسيار برميخوريم : فريب جهان فتنهء روشن است * به بين تا چه زايد شب آبستن است . ترا خواسته گر ز بهر تن است * ببخش و بدان كاين شب آبستن است . فردوسى شنيدستم كه شب آبستن آيد * نداند كس فردا را چه زايد . ويس و رامين دل بخيره چه كنى تنگ چو آگاهى * كه جهان سايه ابر است و شب آبستن . ناصر خسرو بگيتى هر شبى آبستن آيد * نداند كس كه فردا را چه زايد . نظامى سحر تا چه زايد شب آبستن است . « * » امام سعيد ناصر الدين سيرافى وى از فضلاى نامور عصر سلجوقى و ساكن شيراز بود . در زمان سلطان مسعود بن محمد ملكشاه كه اتابك بزابه ( 532 - 542 ه . ) حاكم فارس بود همسر وى زاهده خاتون مدرسه بزرگى بنام مدرسه زاهده در شيراز بنا كرد . اين مدرسه بروزگار خود بزرگترين مدرسه فارس به حساب ميآمد و املاك زيادى وقف آن گرديده بود .
--> ( * ) - نگاه كنيد به امثال و حكم شادروان علامه دهخدا .